نامه یکی از کارگران مجتمع عظیم پارس جنوبی به همسر باردارش
سلام طاهره
امیدوارم که حالت خوب باشد.اول نامه می خواهم خوشحالت کنم.من امروز بعد از پانزده روز خوابیدن روی کارتنهای اطراف پالایشگاه عسلویه توانستم یک کار خوب پیدا کنم.میدانی طاهره خیلی ها مثل من بیکار بودند و آمده بودند دنبال کار.تازه من خوب بودم.بعضی ها دیپلم داشتند بعضی ها هم فوق دیپلم و حتی لیسانس
.اینجا هوا خیلی گرم است و نم هم خیلی زیاد است.به این نمها می گویند شرجی.تازه یکی از بچه هایی که دیپلم داشت می گفت رطوبت نود درصد است و دما 43 ولی من نفهمیدم منظورش چیست.اما اینجا توی این گرما و رطوبت من پانزده شبانه روز بیرون خوابیدم تا امروز یک کار خوب پیدا کردم.البته اینجا چند روز پیش یکی توی همین کارتنها مرد.او هم آمده بود دنبال کار.من خیلی دلم برایش سوخت.خیلی جوان بود.فکر می کنم بیست سالش بود.البته می گویند معتاد بود .اینجا خیلی ها می آیند دنبال کار.اما من را یک آقای مهندسی وقتی که دید خیلی زور میزنم و از بقیه زودتر آمدم جلوی ماشینش خوشش آمد و به من گفت اگر خوب کارکنم من را استخدام می کند.الان روزمزدی کار می کنیم.
او به من قول داد اگر خوب کارکنم به من بیمه هم می دهد.میدانی طاهره اگر به من بیمه بدهند برایت دفترچه بیمه می گیرم.آنوقت تو هم می توانی بروی دکتر.چون دیگر بادفترچه بیمه آقای دکتر پول کمتری از ما می گیرد.تازه با دفترچه تو ننه پیر من و ننه پیر تو و خاله و دختر عمه سکینه هم که الان پول ندارند و نمی توانند بروند دکتر هم می توانند بروند.و آن وفت همه اقوام و خویشان به ما افتخار می کنند.
طاهره من امروز بعد از پانزده روز رفتم حمام.البته آب حمام هم شور بود و هم داغ اما خیلی خوب بود.و من امروز بعد از کار یک حمام زدم.طاهره اینجا خوب است هم صبحانه می دهند و هم نهار و هم شام.خیلی دوست داشتم تو هم اینجا بودی و من از این صبحانه ها برایت می آوردم.
من اینجا هرروز باید ساعت 5 صبح بروم سر کار تا 7 شب.کارمن این است که باید با کلنگ کانال درست بکنم.ما ده نفر هستیم و همه ما شب توی یک اتاق می خوابیم.اینجا شب بچه ها خوب می خوابند.فقط بعضی ها حمام نمی روند و من اذیت می شوم.
طاهره من رویم نمی شود حال بجه چطور است؟به ننه سلام برسان و بگو به جای تو شیر حیوان ها را بدوشد تا تو اذیت نشوی.این ماه آخر را.البته تو هم کمک بکن چون اوپیرزن است.
من تا 4 ماه دیگر اینجا می مانم تا بتوانم پول بیاورم و آن وامی را که گرفتم و با آن پدر تو را در بیمارستان عمل کردیم بدهم.وآقای مهندس هم من را استخدام بکند.به پدرم هم سلام برسان و بگو موقع درو امسال من نمی توانم بیایم.
طاهره مواظب خودت باش و به همه سلام برسانمن اینجا دلم برای آبادی و تو و پدر و مادرمن و پدر و مادر تو تنگ می شودمن چند روز دیگر هم نامه می نویسم.من ده هزار تومان از آقای مهندس گرفتم و برای تو می گذارم توی این پاکت.برای خودت و پدر و مادر تا 10- روز دیگر که نامه بنویسم.
این نامه را من دادم به صفر علی که برایتان بیاورد.
خداحافظ.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۲ نظر:
kheyli ghashang bood
va kheyli gham angiz
omidvaram hich pedari mogheye be donya oomadane farzandesh az khoone door nabashe
چه غمگين ...
لي لي
ارسال یک نظر